lifesgreatestquestion
The Way Home My Story His Story The Change A New Life Your Story
shadow

در ابتداي کار. . .

هر سفري يک مبدأ دارد.

نقطه شروع ما پيدايش، اولين کتاب انجيل است. واژه پيدايش به معناي «مبدأ» است. در آنها يک نگاه اجمالي به آدم، اولين مرد داريم که چطور به طور نزديک با خداوند همراه بود. خداوند عميقاً به آدم علاقه داشت و آدم باگرمي به آن عشق و علاقه واکنش نشان مي داد. هر دوي آنها از صداقت، اعتماد و مصاحبتي که در رابطه شان با يکديگر احساس مي کردند بسيار خرسند بودند.

کار کردن با امروز تفاوت داشت. ثمربخش و خشنودکننده بود - عاري از فشار عصبي، اضطراب، فساد ويا لغزش هاي اخلاقي بود.

ولي متأسفانه عمر بهشت کوتاه بود. آنچه در آنجا اتفاق افتاد بر روي زندگي هرکدام از ما تأثير داشته است.

ما از انجيل مي آموزيم زمانيکه آدم تحت وسوسه قرار گرفت و برعليه خداوند قيام کرد، موجب شد که انسان يک فقدان مهلک را به ارث ببرد. سرچشمه اين وسوسه گزينش آدم براي ادامه راه به طور مستقل بود که پيوند فوق العاده اي را که در ابتدا با خداوند داشت رها کرد. از آن لحظه به بعد که شامل فرزندان خود آدم و حوا مي شود، فطرت انسان را خشونت، طمع، حسادت، نفرت و عصيان کنترل کرده است. انجيل اينگونه رفتار را گناه مي خواند. و نتيجه آن: مرگ است.

کتاب عهد عتيق شرح حال کشمکش انسان با گناه و عواقب آن است. خداوند روش هايي را براي فرونشاني موقت اين فطرت اکنون- گمراه شده وضع کرد ولي اين روش ها در تغيير آن فطرت موثر نبود. فطرت به همان صورت باقي ماند. و با گذشت زمان ويا بالا رفتن سطح آموزش ويا اکتشافات علمي ويا شکوفايي اقتصادي نيز بهبود پيدا نکرده است. در فطرت اصولي ويا «گمراه شده» انسان از زمان آدم تغييري ايجاد نشده است.  

درست بعد از اينکه گناه از طريق آدم وارد نژاد بشري شد، خداوند ظهور فردي را بشارت داد که اين نقصان مهلک را برطرف مي کند. خداوند سپس گروهي از مردم يا يهوديان را به عنوان خانواده اي شناسايي کرد که از بين آنها آن فرد ظهور مي کند. در طول صدها سال، پيامبران يهودي بشارت به ظهور فردي دادند که اين رابطه مخدوش شده را ترميم مي کند.

راه حل >

copyright
Home Page